حمد الله مستوفي قزويني
151
تاريخ گزيده
شش درجهء ديگر بر آن افزودند . چون پيغمبر ( ص ) بر آن منبر رفت ، درختى كه پيغمبر ( ص ) بر آن تكيه كرده خطبه فرمودى ، بر فرقت رسول ( ص ) بناليد . پيغمبر ( ص ) از منبر فرود آمد و درخت را در كنار گرفت و خشنود كرد و باز بر منبر رفت . ديگر در ماه ذى القعده برفت و حج و عمره قضا [ 1 ] كرد . مكيان سه روز شهر به دو باز گذاشتند و پيغمبر ( ص ) روز چهارم مراجعت فرمود . در سال هشتم عبد الله سلمى [ 2 ] را با پنجاه صحابى ، بجنگ بنى سليم كه چهل كس را از صحابه كشته بودند ، فرستاد و در شب گروهى از بنى سليم بر ايشان افتادند . به غير از عبد الله ، ديگران را بدرجهء شهادت رسانيدند . ديگر غالب ليثى را با صد و سى صحابه بجنگ بنى ملوح فرستاده بر كفار شبيخون كردند و بسيارى را بكشتند و خواسته غنيمت آوردند و با مدينه آمدند . ديگر شجاع بن وهب را با بيست و چهار صحابى بجنگ بنى عامر فرستاد . بر ايشان شبيخون كردند . بنى عامر پنداشتند كه لشكر اسلام بسيار است ، بگريختند . شجاع بن وهب و مسلمانان ، خواسته و چهارپايان ايشان را غنيمت كردند و با مدينه آمدند . ديگر ابو عبيدهء جراح را با سيصد مرد بجنگ كفار [ به دريا كنار ] [ 3 ] فرستاد . مدتى در ساحل توقف كردند ، از كفار كسى را نديدند . رزق تمام شد ، برگ درختان مىخوردند ، عرب آن را غزو الخبط نام كردند و با مدينه آمدند . ديگر عمرو عاص را بقوم بنى قضاعه فرستاد ، با سيصد مرد . عمرو عاص مدد خواست . ابو بكر و عمر و ابو عبيدهء جراح رضي الله عنهم با دويست مرد بمدد او فرستاد . او تصور كرد كه ايشان بامارت آمدهاند . سؤال كرد . گفتند نه بمدد آمدهايم . عمرو عاص جنگ ناكرده مراجعت نمود و كس از آن قوم نيز اسلام نپذيرفت .
--> [ 1 ] - ك : عمرة القصا م ، ر : حج كرد و عمرة القضا كرد . [ 2 ] - طبرى : ابن ابى العوجاء السلمى [ 3 ] - ف : به دريا - ر ، ب : بكنار دريا - ق ، ندارد